موسسه فرهنگی قرآن و عترت امیرالمومنین علیه السلام کاشان

مجری طرح تخصصی حفظ، ترجمه، تفسیر قرآن، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه

پیام نهج البلاغه / «حضرت علی علیه السلام: حق، سنگين اما گواراست، و باطل، سبك است اما بلاخيز و مرگ آور. حکمت 376 نهج البلاغه»     
کد خبر: 70114
تعداد بازدید: 51
تاریخ انتشار: - 0 : 17
گزارش مردمي ازمراسم مقتل خواني موسسه اميرالمومنين ع کاشان
روايت مقتل؛ صداي يا حسين ازلب ها نمي افتد
...يک قلب ويک تير، يک نيزه و يک حنجره، حسين مي رود و دل عالم مي ربايد.حسين مي رود و زينب مي ماند.سلام بر تو اي سرور عرش، بعد از رفتنت، فرات آبروي فرش را با خود برد، در بستر زمان روان شد وحالا هر ظهر عاشورا خون مي شود و از چشم دلدادگان حسين بر زمين مي بارد.
خيابان ها يک سره سياه پوشيده اند. روي يک پرده با زمينه ي سرخ خون نوشته شده،« اي خداي آب؛ ما را چنان تشنه بخواه که هيچ آبي جز عطش کربلا سيرابمان نکند.»گل واژه ي حسين در همه جا جلوه کرده و در هر گذري شنيده مي شود.دل هاي بي قرار، اين سو وآن سو مي روند و دنبال شنيدن مرثيه اي از حسين مي گردند تا بگريند و آرام گيرند.
در گوشه اي از شهر کاشان قراراست طنين زيارت ناحيه ي مقدسه از دل يوسف زهرا بگويد.قافله ي دلسوختگان به مجلس امام زمانشان بيايند و همنواي غصه ي ايشان گردند.

نهمين روز مهر، با دهمين روز محرم مصادف شده است وبراي يازدهمين سال پياپي، مقتل خواني همراه با زيارت ناحيه ي مقدسه توسط موسسه ي اميرالمومنين(ع) برگزار مي گردد.خيابان امام خميني«ره» سالن بنياد شهيد پذيراي عزاداران حسين مي شود. دو ساعت به شروع مراسم مانده است...دل ها به دنبال شنيدن حقيقت مي گردند.يک سخن ساده ورسا اما حقيقي، از آنچه که بر حسين(ع) گذشته است.آنچه که مقام معظم رهبري نيز بر آن تاکيد داشته و ميبينيم که امروز به جاي يک جريان ناظر وجهت دهنده که از جهالت توده ها رفع عطش کند جرياني بروز پيدا کرده که  وقايع عاشورا را آميخته به خرافات کرده است وبه نوعي يک انحراف از جريان حقيقي عاشوراست.
در کنارديوار خانم جواني به نام عطيه سادات همراه با دونفرازاعضاي خانواده اش نشسته اند.او امسال را سال دوم حضورش در مراسم مقتل خواني برشمرده و بيان کرد: در مقتل خواني حقيقت وجود دارد وقشنگ تر است اما در روضه هاي عادي اغراق وجود دارد.وي در زمينه ي ترويج روضه خواني مقتل در چند سال گذشته گفت:ابتدا آگاهي مردم از واقعه ي عاشورا در حد روضه هاي عادي بود. بعد از مدتي کتاب هاي مقتل معرفي شدند ومردم آنها را مطالعه کردند و وقتي حقايق را ديدند؛ ترجيح آنها بيشتر به سمت روضه هاي مقتل رفت. وي مقتل خواني حجت الاسلام مجتبي حسن زاده را گرم تر دانست وگفت: آدم را بيش تر به حال وهواي کربلا نزديک مي کند.
اکنون اذان ظهر به گوش مي رسد، جواناني گرد هم مي آيند و به يا د نماز ظهر عاشورا نماز جماعت برپا مي دارند.کل سالن وحياط فرش شده است، پلاکارد شهيد محسن حججي روي ديوار ،حسيني شدنش را به رخ مي کشد.کنار درب هاي ورودي کتاب هاي زيارت ناحيه ي مقدسه چيده شده است.نوجوان 13 ساله اي در حال مرتب کردن کتاب هاست. خود را اميرحسين معرفي مي کند و امسال را پنجمين سال حضورش درمراسم مي داند.
اميرحسين در بيان اين که  درمقتل خواني چه جذابيتي برايش وجود داشته  که او را پنج بار به مراسم کشانده است گفت: به نظر من فضاي معنوي اين مراسم ودعايي که مي خوانند حال آدم را عوض مي کند. روح آدم را تازه مي کند. وي افزود:ما مشکي پوش حسينيم تا محرم وصفر را زنده نگه داريم. ما سال هاي پيش روز عاشورا، در شهر خودمان کرمانشاه تا شب زنجيرزني مي کرديم وکفن مي پوشيديدم.
وي برگزاري مراسم مقتل ومراسم هاي مشابه آن رابزرگ ترين برنامه در سطح شهر کاشان معرفي کرده وگفت: با کمک کردن در اين مراسم حس مي کنم امام حسين (ع) را در قلب و دل خودم زنده نگه مي دارم.

حضور جمعيت در سالن بيشتر شده است. بعضي ها باخود خلوت گزيده اند و بعضي ها با دوستان وخانواده حضور پيدا کرده اند.پا در خلوت خانم کريمي مي گذاريم.خانم جواني که خود را کارمند بيمارستان گلابچي معرفي مي کند.او در باره ي برگزاري مراسم مقتل خواني به وسيله ي موسسه ي اميرالمومنين(ع) گفت: موسسه اميرالمومنين جز آن دسته هايي است که کار يک طرفه نمي کند و فقط شور ندارد بلکه شعور هم دارد.او در ادامه عامل پر رنگ شدن مقتل خواني در چند سال اخير را يک سري شبهه هايي دانست که از طريق برخي مداحان وارد دين شده که اصلا در واقعه ي عاشورا اتفاق نيفتاده است.
حالا همه از کوچک وبزرگ، مرد وزن و پير وجوان، در انتظار شروع مراسم هستند.رقيه سادات دختري 18 ساله، زانوانش را در آغوش گرفته و دوروبرش را نگاه مي کند.صورتش آرام است.وي در بيان علت گريستن براي امام حسين (ع) بيان کرد:از نظر من زندگي آدم ها مسيري را طي مي کند و ما انتخاب هايي مي کنيم.گاهي به جايي مي رسيم که فکر مي کنيم اينجا آخر خط است، ديگر نمي گذرد، ديگر تمام شده، اما کافي است فقط اسمش را بياوريم بعد وقتي به گذشته بر مي گرديم، مي بينيم که فقط با آوردن اسمش سختي ها آسان شده.امام حسين (ع) برايم يک رفيق است...در سختي ها کنارم است، پس من هم سعي مي کنم در سختي هايي که برده اند کنارشان باشم.
او ادامه داد: در مراسمي که توسط موسسه  برگزار مي گردد، محيط راحت است، آدم معذب نيست، ضمن اين که روش خواندن آقاي حسن زاده هم خيلي خوب است.
حالا ديگر همه از آن خانم سالخورده اي که روي صندلي نشسته است و آن طور که دخترش مي گويد اولين سال حضورشان در مراسم است، تا کوثر سادات، دختر کوچک هشت ساله اي که زيبايي اش با پوشيدن چادر سياه کوچکش، دوچندان شده همه در حال زمزمه  وهم نوايي با زيارت عاشورا هستند.
بعد از زيارت عاشورا، آياتي از کلام وحي، زينت بخش مجلس مي شود.آياتي که از ماجراي ذبح اسماعيل مي گويد و مي رسد به آن جا که« يا اَيُّتَها النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ/ اِرْجِعي اِلي رَبِّکَ راضِيةً مَرضيَّة»واين انتخاب مناسب آيات، فضا را آماده تر مي کند. در حياط تصويري از فاجعه ي منا به چشم مي خورد؛ يک دست و يک پياله.بالاي آن نوشته شده از آب هم مضايقه کردند کافران.
فضاي کل سالن وطبقه ي بالا پر شده است، مردم براي نشستن به حياط مي روند.روي سکوي حياط، خانمي عينکي نشسته است. خطوط روي چهره اش او را تقريبا 40 ساله مي نمايد.آرام وشمرده صحبت مي کند. در تمام کلماتش عشق را نثار حسين(ع) مي کند.او در بيان اثرگذارترين قسمت مقتل گفت: اسم حسين را که مي شنوم از خود بيخود مي شوم.او با بيا ن اين که امام حسين را سرمشق زندگي اش قرار داده اضافه کرد: وقتي استواري ايشان را براقامه نماز در سخت ترين لحظات ديدم؛ تغيير شخصيت ام را از نمازم شروع کردم...او اضافه کرد که تاثير امام حسين بر زندگي خانواده اش هم مشهود است.طوري که دو نوه اش هم بر حجاب حساس هستند ونمي گذارند چادر از سرشان بيفتد.
خانمي همراه با دختر و نوه ي شيرخواره اش دروسط جمعيت نشسته بود. او در بيان خاطره اي از عاشورا گفت: سال گذشته در مقتل خواني، پياده روي اربعين را از امام حسين خواستم و امام حسين نظر کرد و نصيبم شد...او حجاب را ارزشي دانست که رعايت نکردن آن خيلي دل کسي را نلرزانده.وي گفت: وقتي در زيارت عاشورا مي خوانيم ؛ اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد...حق محمد مگر چيست؟ ظالم کيست؟...گاهي ما همان ظالمان هستيم...او با بيان اين که ما خودمان هم کاري براي حجاب نکرده ايم!!

زيارت ناحيه شروع مي شود.فضا سنگين است. انگار تحمل مصائب امام حسين عليه السلام، طاقت همه را طاق کرده؛ شانه ها آنقدر مي لرزند که نمي توانند باري از غم يوسف زهرا را بردارند و خود به دوش کشند.سيل اشک بر گونه ها روان است.صداي يا حسين ازلب ها نمي افتد.ناله ها و ضجه ها سالن را پر کرده است.بعضي به سينه شان مي کوبند و بعضي روي زانوانشان. هق هق گريه، نفس خانمي  را مي گيرد. بعضي از عبارت ها خوانده نمي شود.براي خواندن بعضي عبارات هم، حتي اجازه مي گيرند آنقدر که دل همه خون است.
به اتمام مقتل خواني که نزديک مي شويم مردان و زنان آهسته آهسته از جايشان بلند مي شوند وکوله بار غمشان را به دست مي گيرند وراهي مي شوند.مرد ميانسالي کمي دورتر به انتظار همسرش ايستاده است. خود را قهرمان فتوحي معرفي مي کند. وي مقتل خواني را مراسمي خوب و آينده ساز و عاملي براي تحکيم ايمان جوانان دانست. او که از ديار کرمانشاه بود از کربلاي ايران گفت.از حضرت سلطانعلي محمد باقر(ع) که چگونه محبت حسين (ع)را به ارث برده است و آنرا بر وي جلوه داده.از شفاي پسرش گفت واز ارادتش به معصومين که همين ارادت، او رابه مراسم هاي موسسه کشانده است.  
همه ي جمعيت به بيرون از سالن سرازير مي شوند.عقربه ي ساعت شمار، روي ساعت5 عصر  نشسته است.چهره هايي محزون اما آرام، گوشهايي که حقيقت ها را شنيده اند.چشم هايي که بر واقعيت ها گريسته اند.گوشه اي ازحق عزاداري حسين(ع) به جا آورده شده است. آري، آنچه از امام زمان(عج) باشد؛ چيزي جز حقيقت نيست و مبرّا از خرافات وانحرافات است.