موسسه فرهنگی قرآن و عترت امیرالمومنین علیه السلام کاشان

مجری طرح تخصصی حفظ، ترجمه، تفسیر قرآن، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه

امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند: هر كس كه با حق در آويزد نابود می گردد. (حکمت 188 نهج البلاغه)     
کد خبر: 100258
تعداد بازدید: 185
تاریخ انتشار: - 28 : 16
گزارش توصيفي ازجشن اختتاميه سال تحصيلي97-96 مدارس جنت ؛
200 شکوفه قرآني؛ روايتگر اشک ها و لبخندها ي روز پاياني سال
قصه شور و نشاط ، قصه شادي و خوشحالي... صداي دست زدن ها و خنده ها و...از پله ها بالا مي روي. وارد راهروي مي شوي که بالا و يک طرف درب ورودي اش، بادکنک هاي آبي و سفيد ترکيب جذابي ايجاد کرده است. . قدم به تالار فيض دانشگاه کاشان مي گذاري. جايي که قرار است ميزبان بيش از 200 نونهال قرآني مدارس جنت موسسه اميرالمومنين عليه السلام کاشان، مربيان و خانواده هاي آنان باشد.

با ذوق به عکس روي پايان نامه  هايشان نگاه مي کنند، هديه ي شکلاتي پيچشان را از دست معلم مي گيرند؛ پايان نامه را سمت جمعيت و بالاي سر مي برند.عکاس تلاش مي کند تا توجه همه بچه ها را به دوربين جلب کند...«همه بگيد سيب!»... مادري با دوربين شخصي از ژستهاي کودکانه دخترش عکس مي گيرد. آن قدر غرق در ثبت لحظات پاياني سال تحصيل فرزندش مي شود که گم شدن دلبند ديگرش را متوجه نمي شود!
خانم جواني که مادر يکي از بچه هاي پيش دبستان و دبستان دخترانه جنت شعبه امام جواد ع است؛ با لبخند به معلم کلاس اول نزديک مي شود. دو دستش را روي شانه هاي او مي گذارد و مي گويد:« هر چقدر تشکر کنم، کمه! جا داره براتون سجده کنم. ما خيلي شما رو دوست داريم...». يکي از معلم هاي جنت، کنار مدير مدرسه شان مي رود. او را در آغوش مي کشد و حرف هايي را در گوش او زمزمه مي کند. چيزي شبيه حلاليت جستن. وقتي سرش را بلند مي کند چشم هايش باراني است.
در لحظات آخر جشن پايان سال مدارس قرآني جنت موسسه اميرالمومنين ع از خوش وقتي دقايق اول خبري نيست. نم اشک در چهره خيلي ها ردپا به جا مي گذارد. حتي در چهره فرزند 4 ساله  آمنه دليري از امادگي و پيش دبستان جنت مفتح که وقت خداحافظي با مربي اش هق هق مي کند.
اما دوربرگردان زمان به ساعت 16 و 30 دقيقه روايتگر قصه ديگري است. قصه  شور و نشاط ، قصه شادي و خوشحالي... صداي دست زدن ها و خنده ها و...از پله ها بالا مي روي. وارد راهروي مي شوي که بالا و يک طرف درب ورودي اش، بادکنک هاي آبي و سفيد ترکيب جذابي ايجاد کرده است.کنار درب داخل سالن، ميزهايي است که رويش بسته هاي پذيرايي از مهمانان چيده شده. قدم به تالار فيض دانشگاه کاشان مي گذاري. جايي که قرار است ميزبان بيش از 200 نونهال قرآني مدارس جنت، مربيان و خانواده هاي آنان باشد.
دانش آموزان يکي يکي از راه مي رسند. هر کدام در رديف صندلي اي مي نشينند که از قبل برايشان تعيين شده است. مربي ها در کنارشان حاضر مي شوند و گردن آويزهايي با طرح زنبور و ستاره به گردن آنان مي اندازند. 19 مربي که در 4 شعبه مجزا در مدارس جنت طي سال تحصيلي 97
96 به آموزش مشغول بودند؛ حالا در جشن اختتاميه شاگردانشان، شادي فراغت از تحصيل آنان را به تماشا نشسته اند.

تزيين جايگاه، کودکانه و همراه با بادکنک آرايي هايي به طرح گلهاي پنچ پر است. روي يکي از پرده هاي زرشکي سِن تصوير معناداري نصب شده است؛ يک پسر که از پله هاي نردباني بالا مي رود و چند فرشته، بالاي سرش ابرهايي را نگاه داشته اند. ابرهايي که رويش سوره هاي قرآني نوشته شده است.
در بين حاضران سالن، چهره اي آشنا به چشم ميخورَد. خانم صفدري که حالا نادياي او هشت ماه را در پيش دبستان و دبستان جنت اباذر گذرانده است. همان که در جشن آغاز سال مدارس جنت طي مصاحبه اي گفت:« دخترم، خودش اين مدرسه را انتخاب کرده است»؛ حالا توضيح مي دهد:« خيلي زود گريه هاي دخترم در آغاز سال، تبديل به وابستگي بين او و مربي اش شد...نقطه قوتي که وجود داشت اين بود که ما در خانه هيچ تمريني نداشتيم. آموزش هاي قرآني را داخل مدرسه فرا مي گرفت و تحويل مي داد.آنقدر از مدرسه اش راضي بودم که ثبت نام در آن را به همه اقوامي که بچه کوچک داشتند؛ توصيه کردم».
مجري با يک شعر درباره سلام برنامه را آغاز مي کند. بعد هم ابتداي آيات سوره فيل را مي خواند و بچه ها انتهاي هر آيه را جمع خواني مي کنند. سه دختر با چادرهاي سفيد در جايگاه حاضر مي شوند. يکي جلو مي ايستد و مي گويد: «سلام بچه ها...حالتون خوبه؟ لبا خندونه؟ دلا مهربون؟...مُرتبد ايد؟ پس به سوره عصر گوش کنيد...». دوتاي ديگري با بالهاي فرشته اي که روي چادرهاشان نصب است؛ عقب ايستاده اند.
رقيه ملک پور مادر هانيه چپان زاده از پيش دبستان و دبستان جنت آران و بيدگل درباره مدرسه جنت مي گويد:« در اين مدرسه، مربي سوره هاي قرآني و معناي آن را با داستان به دانش آموزان ياد مي داد. حتي بچه ها حروف الفبا را هم ياد گرفتند. دختر من هنوز کلاس اول نرفته اما مي تواند اسم و فاميلش را بنويسد...تصميم دارم حتما براي سال ديگر هم فرزندم را در همين مدرسه نام نويسي کنم».
سرود ملي پخش مي شود. همه در حالي که دست ها را روي سينه گذارده اند از جا بر مي خيزند. سه پسر کوچک با عباهايي که بر دوش دارند؛ براي اجرا آماده مي شوند. يکي جلو مي ايستد و داستاني تعريف مي کند:« يک روز فقيري داخل مسجد آمد...امام علي(ع) انگشتر خود را در رکوع به فقير بخشيد...وَ اَنْفِقوا اَموالَکُم...».
نوبت اجراي گروه سرود مي رسد. بچه ها با ترتيب خاصي از دو طرف جايگاه بالا مي آيند. با چادرهاي مشکي که بر سر کرده اند جذابيت بيشتري به گروهشان داده اند. يکي مي خواند:« اي معلم، تو را به وسعت نامت سپاس مي گويم. همان نامي که چهار حرف بيش تر ندارد اما بايد صداي همان حرف ها را تا ابديت کشيد...».
کمي بعد دستان حجت الاسلام محمد حسن راستگو بر تخته روي سِن، بسم الله زيبايي طراحي مي کند. برنامه اي بسيار پرمحتوا  را به همراه پرسش و پاسخ از بچه ها، داستانگويي، مسابقه و صحبتي با مادران اجرا مي کند. اجرايش آنقدر جذاب است که در تمام مدت، دانش آموزان با اشتياق به او گوش مي دهند و حرف هايش را دنبال مي کنند.
هنرنمايي او وقت کشيدن کلمه «الله» به شکل آرم پرچم ايران همزمان با دو دست، بچه ها را به وجد مي آورد .
کمي بعد گزارش تصويري از مجموعه فعاليت هاي مدارس قرآني جنت در طول سال به نمايش گذاشته مي شود. سپس حجت الاسلام حسن زاده مدير عامل موسسه اميرالمومنين ع سخنراني کوتاهي انجام مي دهد و از تمام مربيان با اهداي هدايايي تجليل مي کند.

بچه هاي هر کلاس در جايگاه حاضر مي شوند. با ذوق به عکس پايان نامه شان نگاه مي کنند، هديه شکلاتي پيچشان را از معلم مي گيرند؛ پايان نامه را سمت جمعيت و بالاي سر مي برند. انگار با افتخار مي گويند:«اين منم که براي صعود به يک پله بالاتر محيا شده ام...» معلم در کنارشان مي ايستد. عکاس از همه آنها عکس مي اندازد.